پرستاری با قلب سفید

بعضی آدم ها باران را احساس می کنند بقیه فقط خیس می شوند...

۲ مطلب با موضوع «و غیره...» ثبت شده است

پرستار (شعر)

پرستار (شعر)

با پرستاران ، پرستـــاری کنـیم

در مسیر عشــق، همـــکاری کنـیم 

گرچه از دنیـای آنــان، غافـلیـــم 
ساعتی، یک نقش را، بازی کنــیم

چون پرستاران ، نگهداری کنیـم 
یک شبی، بیمار را ، یاری کنــیم

اندکی، همچون پرستاران شویـم 
همچومادر، عشق را ، جاری کنیم

غصه هارا بی صدا، خالی کنــیم 
فرصتی رخ داده، شب کاری کنیم

در مســــیردردهـای ، مردمــــان 
تکیـــه گاهی، شانه ای، خالی کنیم

در بهار عاشقــــان، شــــادی کنیم 
همچوزینب، عشـــق سالاری کنیـم

سرنوشتی را که در، دستان ماست 
با مــرام آسمـان ْ، آبــــی کنیـــــم

شاعر ِ شهر ِ قشنــگ ِ قصّــه را 
در گلستان ِ قلــــم ْ، یاری کنـــیم

با امیـد ِ تازه ای ، از شوق ِ دل 
سینه را از کینه ها، عاری کنــیم

شادی و نیکی به بیمـاران دهیم 
لحظه ای بیمار پـــــــنداری کنیم

ناامیــدی، را به دنیــای امیــــد 
در مسیر تازه، همیاری کنیــــــم

همچو پروانه ، به دور شمع وگل 
عشق بازی را، خریـــداری کنیم


شعراز: سعیده خواجه وند

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Fess21) 1Nurseee@)
شعر طنز پرستاری

شعر طنز پرستاری

ای پرستار عزیز که همه می گویند
تو به یک شاخه گل می مانی
تو به یک تیر آهن بیشتر می مانی
تا به یک شاخه گل

این چه شاخی است که از شب تا صبح
سر پا تک نفره شیفت دهد
آن هم اندر بخشی که تمامی مریضانش نیز
پایشان بر لب گور ابدی می لغزد

و آن چه شاخی است که در بخش پر جراحی
که مرتب و سی و اندی بیمار
اندر آن بستری اند
با یکی شاخه گل مثل خودش

روز و شب جان بکند
وآن چه شاخی است که اندراورژانس
جای الفاظ قشنگی 
ز قبیل چمن و بلبل و آواز هزار

حرف دور از ادب همراهان
هستی اش را به تمسخر گیرد
ای پرستار تو یکی شاخه گل
در ره طوفان حوادث هستی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Fess21) 1Nurseee@)