نگاهی به حرفه پرستاری و تأثیر همدلی آنان با بیماران

در سکوت و آرامش شب که همه در خوابند، و یا عده ای در خیابانهای تقریباً خلوت شهر تردد می کنند و یا در قیل و قال تأمین امرار معاش هستند، اگر هر اتفاقی هم در کوچه و خیابان های شهر رخ دهد، لیکن «اینجا» قطره قطره «هستی» به جام جان چکانده می شود، نوسان خطوط حال زندگانی در صفحه نمایشگر موقعیت بیمار را در چشمان کنجکاو و بی خواب پرستاران نقش می زند.

پرستاران در بیمارستان ها میزان الحراره چگونگی وضعیت دردمندان هستند و نبض مراقبت های بیماران تا مرز بهبودی در دستان گرم و خستگی ناپذیر آنان می تپد و ما همیشه شاهد حضور موظف و پرشکیب این سفیران نجات در تمام لحظه های زمان هستیم.

زندگی هر انسان مثل فصول سال و فصلنامه است و در هر مقطع و زمان بر طبق یک سیر طبیعی، حالات و شرایط جسمی و حسی متنوع خواهد داشت لیکن گاه بیماری در هر فصل عمر، دور از انتظار نیست. هرکس ممکن است در طول عمر به دلیلی سری به بیمارستان زده باشد.

گرچه به یقین هیچ کس نمی خواهد مریض شود اما اگر صد سال آزگار چنین نشود و بستری نشود، باز پرستاران را انسان های فداکار و مقاوم می خوانند چرا که طبعاً فضای بیمارستان، یک فضای مه زده و ناخوشدل به تصور می آید که با روح آدمی چندان همساز نیست اما در عین حال بیمارستان محل ایمن و بازسازی جسم و روان است. بیمارستان محل بازگشت سلامت انسان است و پرستاران، مددکاران صبوری هستند که در لحظه لحظه های بستری بیماران، در بهبود آنان نقش مؤثر و شایان ستایش دارند.

 تأثیر گفت وگو با بیمار

پرستار باید برخورد آرام و چهره شاد داشته باشد و با مریض طوری صحبت کند که او با اطمینان درد و نیازش را بگوید. صحبت کردن پرستار و جویای حال و وضع بیمار شدن قطعاً روی روحیه و رفع احساس نگرانی او تأثیر خوب می گذارد.

با «مسعود مقدم» شغل آزاد، در یک داروخانه گفت وگو می کنم. او آمده است نسخه دارویش را بپیچد. وی در خصوص موضوع تعریف شغل پرستاری این را هم می گوید: «پرستاران هستند که حال بیماران را درک و با خوشرویی برخورد می کنند.» این شهروند، ادامه صحبتش شرح شکستگی یک دستش است: دستش می شکند. مدتی در بیمارستان بستری می شود در حالی که دو ماه دست در گچ می ماند. بعد از ترخیص هم حدود یک ماه هر از گاه برای ویزیت به بیمارستان مراجعه می کند و پزشک دستش را معاینه می کند. او ادامه می دهد:

«بعد که درباره شکستگی و دو ماه گچ گرفتن دستم با چند دکتر دیگر صحبت کردم نظرشان این بود که بیش از چهل روز نیاز نبوده که در گچ باشد.» حرف دیگر وی راجع به تفاوت نوع برخورد پزشک در بیمارستان و مطب خصوصی است که به زعم او در بیمارستان برخورد مناسب نیست لیکن در مطب شخصی همان که در بیمارستان به درمان بیمار می پردازد، برخورد خیلی راحت تری دارد. حرف آخر این شهروند چنین است: «بنویسید دفترچه بیمه زیاد کاربرد پذیرشی و درمانی در بیمارستان ندارد.»

«پرستار بنا بر پر اهمیت و حساس بودن شغلش بایست با انجام وظیفه خوب و مناسب، روحیه خوب و آرامش بخش به بیمارش بدهد.»

«حسن حیدری» بازنشسته، با بیان این نظر خود پیرامون شغل پرستاری، می افزاید: «مسلماً چنانچه همیشه برخوردها و انجام وظایف پرستار، خوب و بانشاط باشد طوری که شخص مریض احساس رضایت کند، این خود باعث اطمینان بیشتر نسبت به امور درمانی خواهد شد اما مردم هم باید ملاحظه موقعیت پرستاران را داشته باشند، سختی و مشکلات پرستار را درک کنند. بیمارستان و حساسیت کاری و مسئولیت ها نیاز به آرامش و انرژی زیاد دارند. رعایت حال همدیگر در چنین شرایط یک ضرورت سودمند در انجام امور درمانی است. در چنین شرایطی پرستار می تواند بهتر پاسخگوی مردم باشد.»

 مریض به پرستاری نیاز دارد

دست مادر پیرش را می گیرد آهسته از پله های بیمارستان پایین می آیند و در حاشیه خیابان منتظر تاکسی می ایستند. نزدشان می روم از فرزند همراه حال و احوال مادر بیمارش را می پرسم. «شاپور آقازاده» می گوید مادر پیشتر یک چشمش عمل شده و مشکل ندارد اما حالا برای چشم دیگرش به بیمارستان آوردم تا دکتر ببیند و عمل کند که وقت دادند بعداً مراجعه کنیم.» از او درباره موقعیت شغل پرستاری می پرسم، می گوید: «پرستارها نسبت به بیماران رفتار خوب و اسلامی داشته باشند. این طور برخوردها روی روحیه و امیدواری مریض ها اثر خوب می گذارد. اغلب پرستارها به بیماران توجه و به آنان رسیدگی می کنند اما اگر پرستاری به موقع به مشکلات بیمار نرسد ممکن است وضع بیمار وخیم شود و روی روحیه اش اثر نامناسب بگذارد. کلا مریض به پرستاری نیاز دارد، به همین خاطر پرستار باید در دسترس مریض باشد.»

 مراعات دوجانبه برای بهبود و آرامش

یک پرستار در وهله اول باید نقش مادر معنوی داشته باشد که بیمار بستری را درک کند و احساس کند چه نیاز دارد تا بتواند به بیمار بهترین و مؤثرترین خدمات ارایه کند.

«وثوقی» که شغل آزاد دارد، با این دیدگاه موقعیت حرفه پرستاری را بیشتر تعریف می کند: در بیمارستان ها عموماً زمان ویزیت پزشکان در بررسی وضعیت بیماران کم است ولی پرستاران در شیفت کاری خود زمان بیشتری با بیماران سروکار و ارتباط درباره موقعیت درمانی آنان دارند. به همین لحاظ می توانند بر احوال و روحیه بیماران تاثیر مناسب بگذارند. البته این توجهات برمی گردد به این که یک پرستار تا چه حد احساس وظیفه می کند. به نظر من داشتن حس مادری معنوی و همنوعی دلسوز باعث خواهد شد پرستار ارتباط خوب با مریض داشته باشد و او را درک کندو بپذیرد. از طرف دیگر بیماران هم طبعاً می باید به توصیه های درمانی پرستاران توجه کنند چون که رعایت دستورات پرستاران تأثیر مفید در بهبودی و آرامش خاطر بیماران خواهد گذاشت.»

 پرستاری؛ شغل شریف و انسانی

«شغل ها و گزینه هایی در بستر زندگی است که می توان آنها را از نوع انسانی ترین ها خواند و تقدیس کرد. مثل افرادی که در لابراتوارها ماه ها و چه بسا سال ها وقت می گذارند تا فرضاً یک نوع واکسن جدید برای درمان و ریشه کن کردن یک نوع بیماری مزمن کشف و تولید کنند، یا شغل معلمی که واقعاً حق است در این باره گفته شود، معلم بینایی معنوی و معرفتی به انسان ها هدیه می کند و از ظلمت به روشنایی زندگی هدایت می کند. اما پرستاری از لحاظ مختلف به نظر من مقدس ترین شغل ها در تمام دوران بوده و خواهد بود چرا که تن آدمی شریف است...»

آنچه در بالا مطرح شد بخشی از نظرات «نصرا... آذری» یک مددکار اجتماعی است. او می افزاید: «جان انسان با ارزش ترین نعمات الهی و یک ودیعه آسمانی است. پس هر یک از ما انسان ها باید در حفظ سلامت جسم و جان خود کوشا باشیم. شاید کلمه کوشا، که گاه درباره درس و کار و... استعمال می شود، برای مراقبت از وجودمان، یک توصیه بچگانه به نظر برخی بیاید اما واقعاً فکر کنیم ما این قدر که می کوشیم چنین و چنان کنیم و به فکر مادیات هستیم، آیا به تندرستی و سلامت روان مان توجه می کنیم؟... بهرحال، کمک کردن یک انسان ایثارگر در لباس و عنوان پرستار بی نهایت سزاوار ستایش است. یک پرستار پیش از آن که به این شغل روی آورد، حتماً به همدلی و همیاری دیگران که نیازمند کمک هستند، علاقه داشته و دارد. شوق و حس و حال افراد فداکار و بیداردل در شرایط درماندگی و مشکلات انسان دیگر را می توان به پروانه ای تشبیه کرد که اطراف نور شمع می گردد، این روشنایی، روشنایی احیای سلامت انسان است. انتخاب شغل پرستاری که همواره با ناخوش احوالان سروکار دارد، یک خدمت شریفانه و انسانی است، شغلی که با جان و روان انسان روبرو است، شغلی که تحمل و صبر اساس پایداری و خدمت در این راه است. باید قدردان پرستاران وظیفه شناس بود چون در رفع رنج بیماری و آزردگی روحی انسان سهم و نقش پربها دارند.

 تأثیر حمایت از پرستاران در انجام وظایف

اما نظر و تعریف شاخص «خانم طاهره کرمانی رنجبر» روان پزشک، پیرامون چگونگی حرفه و موقعیت ارایه خدمات حساس و حیاتی پرستاران حاکی از آن است که این افراد در طول زمان با دردمندان و نیازمندان تندرستی سروکار دارند در شرایطی که خود با کم و کاستی و نارسایی ها دست و پنجه نرم می کنند. در چنین شرایطی شایسته است همواره مورد توجه و حمایت باشند.

گفته وی در خصوص جایگاه و وضعیت شغل پرستاری، چنین است: «پرستاران کسانی هستند که با جان و سلامت مردم جامعه ارتباط مستقیم دارند. آنان شغل سختی دارند، مجبورند درطول روز و شب با افراد دردمند و نیازمند تندرستی وقت صرف کنند درحالی که با مشکلات زندگی خودشان هم مواجه هستند. بنابراین لازم است حرفه پرستاری در جامعه مورد توجه خاص مسئولان باشد و طوری نباشد که در نهایت در درازمدت به رغم شغل سخت و وظیفه والای انسانی شان احساس سرخوردگی کنند. ضرورت حیاتی است که آنان دایماً حمایت و مشکلات شان حل شوند تا در انجام وظیفه خود نیروی جسمی و روانی کافی داشته باشند.»

«دکتر طاهره کرمانی رنجبر» در ادامه صحبت های خود در مورد موقعیت شغل پرستاری، اظهار می دارد: «با توجه به این که پرستار از نظر مدت زمان بستری بیمار، بیشترین تماس جهت مراقبت های پزشکی و درمانی با بیمار دارد، بنابراین روی وضعیت روانی و پیامدهای درمانی، جسمی و بهبود بیمار می تواند تأثیر مستقیم داشته باشد. از سوی دیگر از دید بیمار اولین احساسش این است که بخشی از توانایی روحی و جسمی خود را از دست داده است.

در چنین وضعیتی، ناتوانی بیمار اگر حاد باشد احساس تشویش، ناامیدی و خشم از مریض شدن می کند. در این حالات و شرایط، برخورد مناسب پرستار می تواند در تعدیل و هدایت احساسات بیمار تأثیر قابل ملاحظه ای داشته باشد. در این جهت، اولین قدم این است که پرستار بتواند احساس همدلی با بیمار داشته باشد، بیمار را درک کند، او را بپذیرد، احترام بگذارد، احساساتش را دریابد و این ادراک را به بیمار خود منعکس و منتقل کند و بگوید شرایطش را درک می کند طوری که بیمار بپذیرد حال او درک شده است. قدم دوم، بحث پذیرش بیمار است یعنی بیماران از هر جنس، نژاد و ملیت که هستند را بپذیریم، دوست شان داشته باشیم و این حس دوست داشتن را به بیمار منتقل کنیم.»

ادامه گفته وی معطوف به این است: «پرستاران به لحاظ موقعیت حرفه شان خیلی وقت ها اولین کسانی هستند که مسایل و مشکلات بیماران با آن ها در میان گذاشته می شود. در واقع بیمار هم می خواهد پیامدهای وضعیت خود را از پرستار بشنود. بنابراین، پرستار باید واقعیت را بگوید و این را در شرایطی با جملات و تحت یک اسلوب خاص به بیمار منتقل کنند، این امر یک بحث آموزشی پرستار است»

گفته می شود صحبت کردن پرستار با بیمار پیرامون موقعیت او بعضاً خواهد توانست موجب نوعی آرامش خاطر و امیدواری در جهت صحت و سلامت بیمار باشد.

پرستاران بنا به موقعیت شغلی شان در شیفت های کاری خود به مراتب بیش از پزشکان و سایر کادر پزشکی با بیماران تحت مسئولیت شان برخورد نظارتی و سرویس دهی دارند. به همین خاطر آنان در بهبود بیماران سهم مهمی خواهند داشت. بیمار و همراهان بیمار نیز هنگام ملاقات از بیمار بستری شان همواره انتظار داشته و دارند که پرستار مربوطه نسبت به وضعیت بیمارشان توجه داشته باشد با این حال باید گفت که یک پرستار خوب می باید همدرد مردم و عاشق کارش باشد، حس کند فرد مریض بستری شده از نزدیک ترین کسان خود اوست.

غیر از پرستار بیمارستان و دیگر مراکز درمانی در چارت سازمانی و رسمی، برخی از افراد خانواده هایی که یک عضو خانواده شان طولانی مدت مریض و زمینگیر شده است، مسئولیت مراقبت های بیمار را به عهده می گیرد و چه بسا هستند کسانی که سال هاست مثل یک پرستار حرفه ای به بیمار خود خدمت می کنند و تا حد توان و ممکن، نیازهای دارویی، غذایی و بهداشتی دردمند را برطرف می کنند. در شماره پایانی این گزارش، نمونه هایی از چنین پرستاران خانوادگی را نیز می خوانیم که مصداق این شعر سعدی هستند که می گوید:

چو عضوی بدرد آورد روزگار،

دگر عضوها را نماند قرار...

 سهیم در بهبود بیماری

از دوران خردسالی احساس کمک کردن و همدلی به دیگران در نهال وجودش جوانه می زند. بعدها که مادرش مبتلا به بیماری کلیه و گرفتار دیالیز شد می دیده که پرستاران رفتار مهربانانه داشته اند، اینک حدود پانزده سال است در بیمارستان در کسوت پرستاری فعالیت می کند.

وی که تمایل دارد به نام «سمیرا» معرفی شود در تعریف خصوصیات انسانی و معنوی شغل پرستاری بر داشتن علاقه، همدلی و کمک به بهبود بیماران بستری تاکید دارد و در این باره می افزاید: «حرفه پرستاری ایثارگری است. باید از خودگذشتگی داشت و صمیمانه در خدمت بیمار بود. پرستار خوب می باید همدرد مردم و عاشق کارش باشد. حس کند فرد مریض بستری شده نزدیکترین کس خود او است. در دسترس بودن و مراقبت دقیق از بیمار به عنوان یک اصل مهم ارتباط و اعتماد بین پرستار و مریض است؛ مثل برخوردهای متعارف معنوی و حرمت دار بین طرفین هر انسان وظیفه شناس. چنین پرستاری همواره روحیه ایثارگرانه دارد. احساس مسئولیت پذیری پرستار یک لحظه نمی گذارد او چشم بر هم بگذارد و یا استراحت کند چون هر لحظه احتمال خطر برای بیمار وجود دارد.

این وظایف و ویژگی های یک پرستار خوب و حساسیت های حرفه ای که به جان و روان بیمار مربوط می شود، خواه ناخواه روی روحیه و ذهن پرستار تأثیرگذار می شود. با این اوصاف او باید اعتماد به نفس خویشتن را از دست ندهد و خستگی شیفت کاری را صبورانه تحمل کند. به اجر کارش که سهیم بودن با سایر کادر پزشکی و درمانی در بهبودی و کاهش دردمندی بیمار است و نزد خالق پاداش دارد فکر کند. با این همه، لیکن پرستاران سوای مشکلات کار، به هر حال باید به محیط خانواده نیز توجه داشته باشند. رسیدگی امور خانه، شیفت دیگر کاری او است. بچه های محصل دارد، به وضعیت شان رسیدگی می کند. کم و کسری های گذران زندگی هم روی روحیه آدم اثر می گذارد. بااین حال یک پرستار همچنان در خدمت بیماران است و باید با آرامش و صمیمانه از بیماران مراقبت کند.»

 ماجرای آژیری که پیاپی نواخته می شد

کنار تخت بیمار بستری شده که چشمانش بسته و به وسیله لوله باریک پلاستیکی اکسیژن هوا تنفس می کرد، دستگاه کوچکی که ظاهراً وضعیت ضربان قلب بیمار را نشان می داد، هرچند ثانیه یک بار چراغ قرمز آن روشن می شد و همزمان سوت می زد و صدایش در فضای بخش اورژانس پراکنده می شد. مردم ملاقات کننده که شاهد این واقعه بودند کاری از دست شان برنمی آمد چون از علت و یا شیوه کارکرد آن دستگاه اطلاع نداشتند. یک نفر از همراهان آن بیمار از سالن بیمارستان وارد بخش می شود و صدای سوت و روشن بودن چراغ قرمز آن را می بیند. از کنار تخت به چند پرستار پشت میز کار، این مورد را اطلاع می دهد.

یکی از آنان می گوید: «چیزی نیست. بروید دکمه نزدیک چراغ را فشار بدهید.» آن شخص نگران شده، فوری می آید یک دکمه را فشار می دهد اما چراغ هنوز قرمز است و سوت ادامه دارد. در این حال یکی از پرسنل خدماتی سرمی رسد و به همراه بیمار یاد می دهد! و خود دکمه را فشار می دهد و وضعیت عادی می شود... اما چند لحظه بعد بازهمان وضع پیش می آید. فرد همراه بیمار اما به پرسنل پشت میز که سرگرم خواندن پرونده بیماران بودند مراجعه می کند. یکی شان می گوید به پرستار تخت بیمار مراجعه کند... این طرف و آن طرف سراغ پرستار می رود، یکی از پرسنل می گوید: پرستار رفته آزمایشگاه، الان می آید... القصه در دقایق بعد هم هر از گاه روشن بودن چراغ قرمز و سوت ادامه داشت تا سرانجام پرستار مربوطه می آید. بعد هم معلوم نشد چراغ چرا روشن می شد و دستگاه سوت می زد و تا زمانی حدود بیست سی دقیقه بعد آن دستگاه، دیگر مشکل نداشت.

آنچه خواندید، گفته های یک شهروند به نام «ولی پور» است که آن روز به عیادت یکی از اقوامش رفته بود. او می گوید: حرف من این است: اگر یک پرستار که رسیدگی به چند تخت و مریض را عهده دار می شود و باید ناظر وضع بیماران باشد، به هر دلیل دقایقی از محل کار خود دور باشد و در آن زمان یک بیمار اورژانسی نیاز فوری به پرستار داشته باشد، چرا مدیریت بخش مربوطه وارد عمل نمی شود و به مشکل رسیدگی نمی کند و یا چرا پرستار دیگر که مسئول تخت و بیماران دیگر در همان محل است، به داد همراه و نیاز بیمار تنها مانده رسیدگی نمی کند؟ فکر نمی کند هر لحظه تأخیر در وارسی حال بیمار ممکن است وضعیت وخیمی پیش آید؟...» (این اتفاق و ماجرا در یکی از بیمارستان های معروف رخ داده بود.)

 پرستاری از بیمار عضو خانواده

یک جاهایی، دور و نزدیک بیمارستانی و یا قدری بیرون شهر و مثلاً در یک روستا در گوشه اتاقی کسی یا کسانی سال ها زمین گیر شده اند. پیشتر کادر پزشکی و درمانی تلاش شان را کرده اند ولی افاقه ای به حال مریض شان نداشته است. ناچار بیمار در خانه اش بستری شده است. در این شرایط قطعاً یکی از اعضای خانواده می باید نقش پرستار را داشته باشد. این چندان سهل و راحت نیست. رسیدگی به کارهای معمول و متداول خانه خودش کلی وقت و انرژی می خواهد. حال بیماری که حتی قوت حرکت جابه جا کردن خودش را ندارد، غذا باید دهانش گذاشت، اگر توان جویدن داشته باشد و اگر هم غذای مخصوص بیمار در برنامه پزشکی نباشد. به موقع داروها به بیمار خورانده شوند. سرنگ و تزریق آمپول و شستشو و تر و خشک کردن و... و هر لحظه حال و هوای بیماررا داشتن، اینها خودش یک زندگی از نوع دیگر است. پرستاری از بیمار در متن خانواده و در خانه، کاری ساده و راحت نیست آن هم نه یک هفته و ماه و نه حتی یک سال، بلکه سال های متمادی؛ نظم برنامه عادی زندگی در خانه و کار و بیرون و رفت و آمدها به هم ریخته می شود. به هرحال کار پرستاری بسیار سخت و طاقت فرساست.

گفت وگوی مختصری با دو عضو دو خانواده که خود از نزدیکان شان پرستاری می کنند را می خوانیم:

 پرستاری از مادر

مادر در سن هشتاد و دو سالگی از حدود هفت سال پیش دچار سکته مغزی می شود. پس از مدت ها در بیمارستان و تحت نظر پزشکان، سرانجام به همان حال به خانه منتقل می شود و یکی از دخترانش در منزل خود، زندگی نباتی او را پرستاری می کند.

«خانم عاطفه» که طی این چند سال همه زندگیش در رسیدگی به مادر خلاصه می شود با لحنی اندوه بار در خصوص بیماری مادرش می گوید: «به محض بیمار شدن او را با کمک همه برادران و خواهرانم به بیمارستان منتقل کردیم. مدت ها بستری و تحت مراقبت های پزشکی قرار گرفت اما هیچ تغییری در وضعش حاصل نشد. ناچار به توصیه پزشک به خانه آوردیم و از آن سال تاکنون با حمایت های بی دریغ همه فرزندان، من در خانه ام از او پرستاری می کنم...»

فرزندان این مادر، تحصیلکرده هرکدام موقعیت های علمی و فرهنگی دارند. آنان با همدلی و همیاری در طول این سال ها تمام نیازهای دارویی، پزشکی، رفاهی و غذایی مناسب حال مادرشان را همواره تهیه و تأمین می کنند درحالی که مادر بیمار هفت سال است که چشم باز نکرده، در سکوت مطلق است و اراده حرکت هیچ عضو بدنش را ندارد و یک زندگی نباتی دارد.

این خانم در خانه اش همانند یک پرستار وظیفه شناس و ایثارگر، شکیبانه از مادر خود مواظبت می کند. طی این سال ها دیگر فرزندان همواره به دیدار مادر می آیند و همچنان ضرورت های مراقبت از مادر را فراهم می کنند. او می گوید: «به کمک برادرها و خواهرها هر نوع نیاز غذایی، دارویی و رفاهی در منزل آماده و در اختیار است. در تمام طول شبانه روز از وجود مادر به حدی مراقبت می کنیم که طی مدت بستری اش حتی کوچکترین زخم بر بدنش ظاهر نشده است. اتاق بستری او و تمام خانه همیشه ضدعفونی می شوند. هیچ کس با کفش وارد اتاق نمی شود. تمام داروهای موردنیاز از طریق سوند معده به مادر خورانده می شود. همچنین ساعت پنج صبح هر روز وعده های غذای مادر آماده، میکس شده به صورت مایع (رقیق آبکی) و به موقع نیز به وسیله سوند به او خورانده می شود. یک روز در میان حمامش می دهم. ما با پرستاری مادر زندگی می کنیم، مادری که نیمکره مغزش از کار افتاده است.»

 ۱۷ سال پرستاری از همسر در خانه

روی تختخوابش کنار پنجره رو به حیاط دراز کشیده است. مهمانان که وارد می شوند او سعی می کند به یاری دستانش جابه جا شود و به بالش پشتش تکیه زند. خنده بی صدایش که نشان خوشحالی از آمدن مهمانان است در چشمانش منعکس می شود. می تواند راحت به آنها دست بدهد. صدا دارد اما تکلم ندارد. با اشاره دست و تکان دادن سر چیزی را تفهیم می کند. او هفده سال است که مغلوب سکته شده است. طی این سال ها همسر سالخورده اش از او پرستاری می کند. فرزندانش در شهر زندگی می کنند. «مشهدی عیسی» که حدود شصت سال عمر کرده است، شغلش باغداری بوده است. او در جمع حاضران با اشاره به یک دخترش که به دیدار پدر آمده است، می خواهد برایش پرتقال پوست کند. فرزند با چه دقت و صرف وقت برای پدر زمینگیر شده اش پرتقال پوست می کند. هر پره پرتقال را با کارد دو نیم می کند. ذرات پوشش سفید روی گوشت هر پره را می گیرد. بشقاب را به دست پدر می دهد. این فرزند می گوید: «پرستاری و رسیدگی به حال و وضع پدر طی هفده سال، کار آسان و کار هر کس نیست. خیلی سخت است. مادرم لحظه ای پدر را تنها نمی گذارد. در این مدت، این مادر است که کنار او و در خدمت اوست.» همسر وی زنی صبور و آرام است و از امکانات و راحتی شوهرش تا حدی که لازم بوده و می شده دریغ نداشته است.»

«طاهره کرمانی رنجبر روان پزشک»، صحبت پیش گفت خود مبنی بر این که پرستار باید واقعیت حال بیمار را تحت یک شرایط خاص به او بگوید، چنین ادامه می دهد: «ما کادر پزشکی، پرستاری و غیره گاه به این نظر می رسیم که اگر با بیمار بستری و ناتوان، صحبت کنیم و ارتباط خوبی برقرار کنیم ممکن است شأن علمی و حرفه ای مان مخدوش شود و زیر سؤال رود درحالی که به عنوان یک اصل که پیشتر اشاره شد بهتر این است در یک جلسه و با جمله های عادی و متناسب با فرد مخاطب صحبت شود چراکه خیلی وقت ها بیماران دوست دارند راجع به بیماری شان آگاه شوند و صحبت شود، اگرچه تأمین آرامش بیماران در یک شیفت با شیفت دیگر متفاوت است و خیلی اوقات ممکن است تفاوت علمی باهم داشته باشند ولی تفاوت اصلی در برقراری ارتباط با بیمار است. یک گفتمان ساده پرستار، مثلاً: تب ات کم است، اینجا من هستم کمک ات می کنم، هوای شما را دارم و از این قبیل توجهات انسانی قطعاً تأثیر مثبت در روحیه بیمار می گذارد.»

گفته وی در این خصوص همچنین حاکی از این است: «ما کادر پزشکی می بایست به اعتقادات بیمار توجه کنیم. گاهی اوقات گفتن توصیه های مذهبی و اعتقادی آرامش بیمار را بیشتر می کند و احساس فاصله از ما نخواهد کرد.»وی در پایان گفت و گوی مان با بیان این که در هر حال باید احساس تنهایی بیمار را کم کنیم، در ارتباط با تأثیر طرح و شرح مباحث اعتقادی بر بالین بیمار، نقل می کند که در یکی از کشورهای اروپایی کادر پزشکی در بخش «سی.سی.یو» به منظور بازیافت تندرستی بیماران به آنان کتاب دعا می دادند و بیماران می خواندند. این شیوه دوره بهبود آن ها را کوتاه می کرد.»

حسن آقایی

 روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir ) 

aftabir.com